قلبم و عروقش

رجال المَعارِك

دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۵،  11:55

روزهاست که با وجود زخمی باز و عفونی، می‌جنگم؛ برای زنده ماندن... یا شاید هم برای بازگشتن به زندگی.

نمی‌دانم، اما مسلم است که هنوز از پا در قبر گذاشتن فراری‌ام.

خیلی نوشتم. ولی پاکش کردم و فک کنم به همین مقدار بسنده کنم. هنوز زهر جند.گیاش مث خوره افتاده تو مغزم. ولی حسبي الله و نعم الوكيل.

ولم کن... برم پای درسام بشینم.

قلبم و عروقش
حارِث

آمارگیر وبلاگ

گفتینو [ ]
قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog