قلبم و عروقش

فقط درس نیست. هر لحظه جنگیست با تمام واقعیت ها.

چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۵،  14:30

درس میخونم؛ مینویسم و مینویسم و مینوسم... یهو یه تصویری جلو چشام رد میشه. یهو یاد یه چیزی از اون *** میفتم. یهو... رشته ی افکارم پاره میشه.

حارث؛ مگه چقد آسیب دیدی ؟ مگه چقد زجر کشیدی حارث ؟ فدای سرت. مگه کار انتقامو نسپردی به خدا ؟ پس خیالت راحت. خدا انتقامتو از ریز ریز لحظاتش میگیره. خدا حقتو از سلامتیش میگیره. حقتو از راحتیش میگیره. حقتو از عافیتش، از روز و شبش، از خوابهاش میگیره. خدا حقتو از آبروی نداشته ش میگیره. خدا رسواش میکنه. تو فقط مسیر خودتو ادامه بده. نشونت میدم چطور به مراتب بهتر و پولدارتر از چیزی میشی که به خاطرش تو رو فروخت.

قلبم و عروقش
حارِث

آمارگیر وبلاگ

گفتینو [ ]
قالب طراحی شده توسط وبلاگ :: webloog