روز بیستم مسیر تا پزشکی 💖
امروز از نظر برنامه ی مسیر تا پزشکی هم رکورد شکنی تایم خیلی خوبی داشتم ( مث دیروز که بازم رکورد شکنی داشتم. ) و هم خیلی خوب درسا رو جلو بردم. از این بابت احساس رضایت بخشی دارم :) یه قانونی هست که میگه، هدفی که تو سرته، تا هنوز محقق نشده به کسی اطلاع نده. منم به شدت به این قانون اعتقاد دارم. چون در گذشته از رعایت نکردنش زخم های خیلی عمیقی خوردم. مخصوصاً از فامیل و از هم دانشگاهیا. تو دانشگاه که اونموقع خیلی بچه بودم اوایل ترم اول بود که خبرم پیچید برا کنکور میخونم. نتیجه ش هم شد تجربه ی نزدیک به مرگ و یک و نیم سال تعطیلی هر گونه مطالعه. حتی لای یه کتاب غیر درسی هم باز نکردم. ولی حال برگشتم. به قول آریان حیدری " بشون بگو من برگشتم. " منظور اینه که به کتابا، به درسا به کنکور که فکر میکنه خیلی گردن کلفته بگو که " من برگشتم. دیدار دیگه ای داریم و این دفعه انتقام تمام آرزوهامو ازت میگیرم. این دفعه منم که لت و پاره ت میکنم. " من تعجب میکنم از بچه هایی که میگن استرس کنکور داریم 🥲 من همیشه کنکورو یه مرد عضلانی میبینم که وایساده برا دعوا. حالا وایسا نوبت کنکورم دوباره برسه تا پوزه ت بمالم به آسفالت.
حارِث مردی است که بسیار تلاش میکند.